مشاهیر خنج

شیخ شعیب

شیخ شعیب از عرفای قرن هشتم هجری قمری است. بقعه او در کنار بقعه دیگر عارف این دوره یعنی شیخ قاضی حسن در شمال خنج قرار دارد و در زمره معماری های زیبای قرن هشتم هجری قمری به شمار می رود. درباره زندگانی شیخ شعیب، حلقه یاران و شجره فکری اش اطلاعات چندانی در دسترس نیست، تنها از طریق تذکره شیخ محمد ابونجم(786-704 ه.ق) بخشی از روایات مربوط به رفت و آمد علما و بزرگان به بقعه شیخ شعیب در قرن هشتم هجری قمری ثبت شده است. از طریق نسخه خطی تذکره می دانیم که شیخ شعیب، هم دوره با شیخ محمد ابونجم بوده است و به عنوان دو شاخه فکری عرفانی جدا از هم در خنج فعالیت داشته اند که این امر گاهی منجر به  اختلافات فکری با همدیگر شده بود. در نوشتار حاضر به بخشی از این رویارویی در جهت روشن شدن  پیچیدگی های مناسبات فکری خنج در قرن هشتم هجری قمری پرداخته شده است.
ویژگی های معماری بقعه شیخ شعیب:
درباب ویژگی های معماری بقعه شیخ شعیب باید گفت که نمای بقعه از سنگ لاشه و گچ ساخته شده است. این بنا در نمای داخل و خارج دارای کوردرهایی می باشد. پلان بنا به صورت یک چهار ضلعی است که با گوشه سازی، گنبد بر آن جای گرفته است. در هر ضلع آن یک نورگیر با قوس جناغی(تیزه دار) تعبیه شده که از شاخصه قوس های اسلامی است.
 

روایت تذکره ابونجم:
در «تذکره منظوم ابونجم» از فردی به اسم «سید سعدالدین مدنی» نام‌برده‌شده است که در اصل مصری و در مدینه اقامت داشت. با ظهور و گسترش جریان های فکری مختلف در گرمسیرات فارس به خنج آمد و در بقعه شیخ شعیب اقامت گرفت و خواهان دیدار با شیخ محمدابونجم شد، اما به دلیل رقابت  نحله های مختلف که در خنج مستقر بودند درخواست سید سعدالدین مدنی با مخالفت شیخ شعیب مواجه شد و او را از این کار منع کرد و گفت که به واسطه‌ی فضل، دانش و سید بودنت روا نیست که به‌ سوی بقعه محمد ابونجم بروید.
«شنیدم که مردی بزرگ نکو/ بدّی سیّد سعددین نام او
به مصری بخواندندی او را انام/ولیکن مدینه بود او را مقام
درآن بقعه که بود شیخ شعیب/ فرود آمد آن سیّدپاک حبیب
شنیده بود آوازه شیخ ما/ همی خواست از حق که بیند ورا
چو سیّد سوی شیخ راغب شدی/ چه شیخ شعیبش مانع شدی
که تو سیّدی سرور انجمن/ {تو را} نیست لایق بر او شدن
{تورا} بود فضل و دانش بسی/ چه حاجت {به رفتن به سوی} کسی
چو هنگام رفتن شدش آن امیر/ همین نقش خواندی زلوح ضمیر
که من آمدستم  زمُلک عرب/ که ببینم همین شیخُ حالش عجب»
(نسخه خطی، تذکره منظوم، ج، 305)

باوجود مخالفتی که شیخ شعیب‌کرد، این درویش که خود را از مُلک عرب دانسته بود با شیخ محمدابونجم دیدار کرد تا حالات روحانی شیخ محمد ابونجم را ببیند و حق و باطل بودنش را بسنجد. در این دیدار در باب تفسیر قرآن با هم گفتگو کردند. در نهایت، سید سعدالدین مدنی در زمره مریدان شیخ محمدابونجم درآمد. 
«تو تفسیر ابن ابی نجم خوان/ تو خود تحت لفظ همین آیه دان
چو سیّد زشیخ این بیانها شنفت/ به دو دست دامان پاکش گرفت
که بر من بده توبه ای کامران/ که گشتم مرید تو از صدق جان»(نسخه خطی، تذکره منظوم، ج، 305)
در روایتی دیگر از بقعه شیخ شعیب آمده که «سیّد نورالدین ایجی» از علمای عصر، آوازه شیخ ابونجم را شنیده بود و به‌قصد دیدارش به خنج آمد و در بقعه شیخ شعیب منزل یافت.
«شنیدم که دیگر سیّد نورالدین/ به خنج آمد آن سرو پاک دین
هم از بقعهُ بیت شیخ شعیب/ فرود آمد آن میرپاکیزه حبیب
چوبشنیده بد صیت شیخ زمان/به عزم زیارت ببستش میان»
شیخ شعیب بار دیگر با گفتن اینکه تو با اصل و نسب و دارای فضل و علم و ادب هستی مانع رفتن سیّد نورالدین ایجی به‌سوی بقعه شیخ محمد ابونجم شد. 
«دگر شیخ ببقعه ببردش زراه/ نهشتش سوی کنج فضل اله
که تو کان فضلیُ علم و ادب/ برگ زمانی با اصلُ و نسب»
پس سید نورالدین ایجی از خنج خارج شده به طرف جویم رفت و با یکی از پیروان ابونجم به نام «حاجی احمد» دیدار کرد و او شرح افکار و اندیشه‌های شیخ ابونجم را برایش نقل کرد.  

«زاحوالُ اسرار شیخ زمان/ یکی شمه حاجی بگفتش عیان
چنین گفت سیّد که شیخ شما/همه خصلت نیک باشد ورا»
پس سیدنورالدین از اینکه به دیدار شیخ ابونجم نرفته ناراحت و بقعه شیخ شعیب را مقصر دانست و از شیخ ابونجم طلب عذرخواهی کرد.
«چو بشنید سیّد همان حال و راز/ کف دست برروی بنهاد باز
بسی کرد نفرین به آن بی یقین/ که نگذاشت او را سوی شیخ دین
خداوندا او را نبخشا گناه/ که نگذاشت ما را سوی خضر راه
دریغا که دولت شدم همعنان/ زدستم ربودند این رهزنان
نرفتم چرا در بر آن وحید/ که از صحبتش گشتمی{مستفیض}
تو چون می روی سوی شیخ زمان/رسان بندگی منش بیکران
بکن {عذرخواهی} ما پیش او/ که هستیم ما درویش او»(نسخه خطی، تذکره منظوم، ج، 310)
این دو روایت نشان دهنده عمق اختلافات فکری بین طریقت شیخ شعیب با بقعه شیخ محمد ابونجم در قرن هشتم هجری قمری است که از حضور دراویش و مریدان جدید در بقعه‌های رقیب جلوگیری کرده و از گسترش آنها ناخشنود بودند. لازم به ذکر است که روایاتی که درباره بقعه شیخ شعیب ثبت شده تنها از نگاه هوداران طریقت شمسیه و شیخ محمد ابونجم است و تا یافتن مستندات جدید درباره انگیزه اصلی اختلافات بین این دو نحله فکری نمی توان به طور قطع اظهار نظر کرد. با این وجود شکل زیبای معماری بقعه شیخ شعیب و رفت و آمد علما و بزرگان از داخل و خارج از مناطق پس کرانه ای خلیج فارس به بقعه شیخ شعیب نشان از اهمیت این طریقت فکری قرن هشتم هجری قمری است.


منبع: دکتر یونس صادقی
دسته بندی ها
خنج
2
تاریخ خنج
2
مشاهیر خنج
3
کتاب
1
آثار باستانی خنج
2