تاریخ خنج

چله نشینی کاکافخرالدین در کوه قلات

در مطلب پیشین از ورود کاکافخرالدین  از بیغرد به خنج در دوران کودکی گفتیم و اینکه رشد فکری و معنوی این شخصیت در خنج صورت گرفته است.

 با ورود او به خنج و حمایتی که شیخ محمد ابونجم از او به عمل آورد توانست به مرور مراحل تعلیم مکتب شمسیه را فراگیرد. 
یکی از عادتهای کاکافخرالدین در دوران جوانی رفتن به سمت کوه قلات و چله نشینی های او بود که در راستای تزکیه نفس خویش انجام می داد. و معمولا در خلوت و تنهایی و به دور از مردم این کار را انجام می داده است.

این عادت کاکافخرالدین در تذکره چنین بازتاب یافته است:

" به کوه قلات او همی شد بسی 
نبود ورا انس با کسی 
به سر برد چون مدتی آنچنان 
به جائی نمی رفت دور آن زمان"

این گزاره نشان می دهد این کوه جایگاه مهمی در خنج آن دوران داشته که شخصی چون کاکافخرالدین برای تزکیه نفس به آنجا میرفته و روزها در آنجا سپری می کرده است.
این سیر و سلوک معنوی کاکافخرالدین در کنار تعالیم شیخ حاجی محمد باعث شد که زمینه رشد فکری او مهیا شود تا اینکه بعدها به جانشینی شیخ حاجی محمد رسید. 
در روایتی از همدلی این دو شخصیت فکری مهم قرن هشتم هجری قمری در جنوب فارس. شیخ محمد ابونجم در سفر به لار او را همراه خود برده بود.

"گهی بود در لار شیخ نکو 
ابونصر هم بود همراه او 
گروهی مریدان شده همقرین 
همه خرم از دولت شیخ دین"

شیخ حاجی محمد در جواب سوال درویشی که خواب دیده بود در میان دریا بوده و تختی در روی آب نهاده بود و کاکافخرالدین بر سر تختی بالاتر نشسته بود گفت
تخت منم، دریا منم و فخرالدین منم 

این گفتار به خوبی نشان دهنده شخصیت کاکافخرالدین در نزد شیخ حاجی محمد ابونجم بوده است.
 


منبع: دکتر یونس صادقی
دسته بندی ها
خنج
2
تاریخ خنج
2
مشاهیر خنج
3
کتاب
1
آثار باستانی خنج
2